محصولات معماري سازماني

  طراحي و توليد سيستم‌هاي اطلاعاتي كوچك و محلي داراي پيشينه و تجربه زيادي بوده و روش‌هاي بسياري براي آن ارائه شده است كه آخرين آنها طراحي و توسعه براساس روش‌هاي شي‌گرا و برپاية مولفه است كه كمك بسياري به انعطاف‌پذيري سيستم‌هاي اطلاعاتي نموده است. با اين وجود روش‌هاي فوق نمي‌‏توانند در مورد سيستم‌هاي بزرگتري كه حاوي چندين زير سيستم كوچكتر هستند مفيد واقع شوند. نگرشي كه در طراحي و توليد يك سيستم اطلاعاتي مستقل وجود دارد مبتني بر شناخت نيازمندي‌ها و موجوديت‌هاي اطلاعاتي محلي بوده و در نهايت منجر به ايجاد سيستمي براي مديريت اطلاعات فوق مي‌‎شود.

 سيستم‌هاي اطلاعاتي بزرگتر كه خود از چندين زير سيستم كوچكتر تشكيل مي‌شوند، محتاج نگرشي كلي‏تر و همه جانبه‏‌تر به مسئله هستند تا بتوانند اين جزاير اطلاعاتي را با هم مرتبط سازند. شباهت‏‌هاي زيادي كه بين محصولات معماري سازماني با خروجي‌‏هاي متدولوژي‌هاي تحليل و طراحي سيستم‌ها نظير SSADM و RUP و غيره دارد، اغلب گيج كننده بوده و اين سوال را مطرح مي‏‌سازد كه اساساً چه تفاوتي بين معماري سازماني با روش‌هاي فوق وجود دارد.

نكته كليدي در پاسخ به اين سوال، توجه به مفهوم «عناصر پايه» است. هدف از معماري سازماني ارائه توصيف‌هايي از جنبه‌هاي مختلف اين عناصر پايه است. در اين مورد معمولاً از تكنيك‌هايي استفاده مي‏‌شود كه در متدولوژي‏‌هاي تحليل و طراحي نيز رايج است. به عنوان نمونه اغلب تكنيك‌هاي ساخت يافت‌ه‏اي كه براي مدل‌هاي داده يا فرآيند معماري سازماني به كار مي‏‌روند، عيناً برداشت شده از تكنيك‌هاي تحليل و طراحي ساخت‌‏يافته يا شي‌گراست. در واقع، مي‏‌توان گفت تفاوت اساسي در محصولاتي است كه در معماري سازماني ايجاد مي‏‌شود.

محصولات معماري سازماني كاملاً نرمال بوده و طراحي آنها به گونه‏‌اي صورت گرفته كه قادر به ايجاد «زير ساخت» باشند. مهمترين نكته در رابطه با اجزائي كه براي استفاده به عنوان زير ساخت در نظر گرفته مي‌شوند، قابليت استفاده مجدد آنهاست. در صورتيكه اين موضوع ممكن است در مورد محصولات متدولوژي‌هاي تحليل و طراحي صادق نباشد. محصولات معماري سازماني ابتدائي و ساده بوده و اين قابليت را دارند كه بصورت ديگري ساخته شوند كه اين همان انعطاف‌پذيري است كه بدنبال آن در معماري سازماني هستيم. در مقايسه، سيستم‌هاي اطلاعاتي عموماً محصولاتي قابل انعطاف توليد نمي‏‌كنند و با هدف كاملاً روشني توليد مي‌شوند. به عبارت بهتر، با استفاده از توصيف‌هاي معماري سازماني اين امكان براي مديران ارشد بوجود مي‌‏آيد كه در صورت لزوم اقدام به ايجاد تركيبي جديد از عناصر پايه و ارتباطات بين آنها نمايند.  براي نمايش اجزاي مختلف سازمان در معماري سازماني از لايه‌ها يا زيرمعماري‌ها استفاده مي‏‌شود. زيرمعماري‌هاي مختلف به صورت لايه‌اي با يکديگر ارتباط دارند