مدل‌هاي مرجع معماري سازماني

 مدل‌هاي مرجع نيز همانند اغلب مفاهيم معماري سازماني داراي تعريف واحد و پذيرفته شده‌اي براي عموم نيستند. اين مشکل از آنجا ناشي مي‌شود که اين مفهوم نه تنها در معماري سازماني بلکه در ديگر رشته‌ها و صنايع مورد استفاده قرار مي‌گيرد و بنابراين مفهومي عام است. از طرفي به دليل استفاده از اين مفهوم در معماري سازماني بايد تعريفي متناسب با نحوة به کارگيري آن در معماري سازماني براي آن ارائه شود. تعاريف متعددي براي مدل مرجع ارائه شده است که برخي از اين تعاريف در ذيل ذکر شده است:

مدل مرجع نيازمندي‌هاي يادگيري، تحقيق يا حرفه را تعيين مي‌نمايد و نشان مي‌دهد چطور يک يا بيشتر خدمت مي‌توانند براي رفع اين نيازها بکار گرفته شوند

توصيفي از تمام مولفه‌هاي نرم‌افزار، وظايف مولفه‌ها و ارتباط بين آنها

چارچوبي که براي درک ارتباطات مهم بين موجوديت‌هاي يک محيط و براي توسعه استانداردها يا خصوصيات سازگار براي حمايت از آن محيط بکار مي‌رود

تقسيم استاندارد مسائل شناخته شده به بخش‌هايي که با مشارکت يکديگر مسائل را حل مي‌کنند

 به طور خلاصه، مدل مرجع، توصيفي از سيستم برحسب عناصر پايه آن و ارتباط بين اين عناصر است. اين توصيف بسيار نزديک به توصيف معماري است زيرا يکي از پايه‌هاي ايجاد معماري، مدل‌هاي مرجع هستند، اما آنها معماري نيستند. معماري‌ها مي‌توانند در سطوح مختلف جزئيات مستند شوند و روي فرآيندها، سيستم و فناوري اطلاعات حرفه يک سازمان متمرکز شوند.

 اغلب مدل‌هاي مرجع در چارچوب‌هاي معماري به صورت صريح و در معماري وضع مطلوب به صورت ضمني مورد استفاده قرار مي‌گيرند. صريح بودن، به اين معني است که چارچوب‌هايي وجود دارند که از انواع مدل‌هاي مرجع استفاده مي‌نمايند، همانند چارچوب FEAF که پنج گونه مدل مرجع را مورد استفاده قرار مي‌دهد. ضمني بودن، به اين معني است که در توصيف معماري همانطور که شکل زير نشان داده شده مي‌توان از مدل مرجع استفاده نمود که اين استفاده به نظر معمار بستگي دارد.

 مدل‌هاي مرجع معماري کاربرد وسيعي در فرآيند تدوين معماري سازماني دارند. بارزترين کاربرد اين مدل‌ها در چند چارچوب مشهور معماري همچون FEAF، TAFIM و TOGAF است. يکي ديگر از موارد استفاده مدل مرجع در معماري وضع مطلوب است. اين مدل‌ها پايه‌اي براي تشکيل معماري وضع مطلوب هستند و در واقع پايه‌اي براي تشکيل هر نوع معماري هستند.

مدل‌هاي مرجع، مدل‌هاي عمومي هستند که براي تعيين عناصر اوليه معماري در سطوح مختلف از آنها استفاده مي‌شود. هر چند سازمان‌ها با يکديگر متفاوت هستند و هر سازماني بسته به راهبرد سازماني، سياست‌ها و پيشران‌هاي معماري نياز به معماري مخصوص به خود دارد و نمي‌توان با شناخت اين خصوصيات و ويژگي‌هاي معماري را تعيين نمود، اما مشابهت‌هايي که بين سازمان‌ها در سطوح مختلف وجود دارد امکان استفاده از مدل‌هاي مرجع را فراهم مي‌کند.