چارچوب Zachman

  زكمن در سال 1987، چارچوبي مفهومي براي معماري سيستم‏‌هاي اطلاعاتي معرفي نمود كه پس از تكميل و بسط در سال 1992، به عنوان راه‌حل برتر در حوزه معماري سازماني شناخته مي‌‏شود. زكمن چارچوب خود را با الهام از معماري سازه، ارائه نمود كه در نوع خود، مزيتي براي اين چارچوب محسوب مي‌‏شود چرا كه نگاشت از معماري سازه به انفورماتيك، فهم مطالب را براي مخاطبان مبحث معماري كه عموماً در سطوح بالاي مديريتي سازمان‌ها قرار دارند، ساده مي‏‌كند. چارچوب زكمن در واقع، جدولي است متشكل از تعدادي سلول كه هر يك از برخورد يك سطر و يك ستون پديد مي‏‌آيند. هر سلول، حاوي يك مدل فرض مي‌‏شود كه بيانگر وجهي از معماري از ديد گروه خاصي از سهامداران است. چارچوب اول زكمن از 3 ستون داده، کارکرد و شبکه و 6 سطر تشكيل شده بود كه در آن زمان به ISA شهرت يافت. در سال 1992 زكمن و سوا ضمن بسط چارچوب ISA با استفاده از نمودارهاي مفهومي سعي كردند، چارچوب زكمن را فرمال‌‏سازي كنند. اگر چه تلاش آنها در جهت فرمال‌سازي را نمي‌‏توان موفق دانست، اما بسط چارچوب معماري به شش ستون، بسيار مورد توجه قرار گرفت. هرچند هنوز هم تلاش‌هاي صورت گرفته در حوزة معماري، متدولوژي‌ها و چارچوب‌هاي ارائه شده عمدتاً به همان سه ستون اول مي‏‌پردازند. به عنوان نمونه مي‏‌توان به متدولوژي EAP و چارچوب FEAF اشاره كرد.

  در شكل دادن به اين چارچوب دو ايدة اساسي دخيل است:

سطرها : نمايانگر ديدگاه‌هاي متفاوتي هستند كه سهامداران مختلف در سازمان نسبت به محصولات معماري دارند.

ستون‌ها : توصيفات متفاوتي از يك محصول مشابه را از جنبه‌‏هاي مختلف، موجب مي‌‏شوند.

اين نوع خاص از تقسيم‌بندي كه به جرات مي‏‌توان آن را مختص زكمن دانست، از يك سو به خوبي مدل‌هاي موجود در سطرهاي متوالي را به گونه‌‏اي منظم در معرض جزئيات بيشتر قرار مي‏‌دهد و از سوي ديگر ديدگاه هر يك از سهامداران را به مدل‌هايي مي‌‏شكند (از طريق ستون‌ها) كه هيچ نوع همپوشاني با هم ندارند.

مفهوم هر يك از سطرهاي چارچوب Zachman به شرح زير است:

 1. حوزه

خلاصه‌‏اي سطح بالا از اندازه، شكل، آرايش فيزيكي و منظور اصلي از سازمان را تصوير مي‌‏كند. اين سطر، ديدگاه برنامه‌ريز يا سرمايه‌گذاري است كه قصد دارد، هزينه و عملكرد كسب و كار يا سازمان مورد نظر خود را تخمين بزند. اعضاي هيئت مديره، سهامداران يا اعضاي هيئت امنا نمونه‏‌هايي از افراد داراي اين ديدگاه هستند. تقريباً همه اطلاعاتي كه در اين سطر مي‏‌آيند، به صورت متن آزاد است.

 2. مدل سازمان يا حرفه

 ديدگاه صاحبان كسب و كار را نشان مي‏‌دهد. اين صاحبان كساني هستند كه به صور مستمر با حرفه درگير هستند. كارمندان (مديران سطح بالا و مياني و مجريان با اهميت) داراي چنين ديدگاهي هستند. آنچه در اين سطر قرار مي‏‌گيرد همان چيزي است كه به عنوان مدل حرفه مي‏‌شناسيم.

 3. مدل سيستم‏‌ها

نتيجة كار تحليلگراني است كه با بررسي سازمان و كسب و كار آن (در سطر قبل)، معماري سيستم‌‏هاي اطلاعاتي سازمان را (توسط طراحان) استخراج نموده‌‏اند. لذا مي‏‌توان گفت اين سطر، نشان‌دهندة ديدگاه تحليلگران و طراحان سطح بالاست. بايد توجه كرد كه جزئيات طراحي در اين سطر نمايش داده نمي‌‏شود. آنچه در اين سطر وجود دارد چيزي شبيه به طرح كلان سيستم‏‌هاي اطلاعاتي‌ست.

 4. مدل فناروي

 معماري تهيه شده در قسمت قبل براي آنكه تحقق يابد، نياز دارد توسط فناوري پشتيباني شود. در اين سطر است كه استانداردهاي پياده‌سازي سيستم‏‌ها برگزيده مي‏‌شوند. طرح جامع سيستم‏‌هاي اطلاعاتي با ارائه استانداردها و فناوري‌‏ها در اينجا تكميل مي‌‏شود و سيستم‏‌هاي معين شده مي‏‌توانند از سوي سازمان به مناقصه گذارده شوند. در قياس با مهندسي نرم‌افزار، اين سطر شامل طراحي تفصيلي سيستم‌‏ها مي‏‌شود.

 5. مولفه‏‌ها

توسط كساني تهيه مي‌‏شود كه به عنوان پيمانكار در اجراي سيستم‏‌هاي اطلاعاتي پيش‌بيني شده در سطر قبل، فعاليت مي‏‌كنند. در اينجا بايد معماري سيستم‏‌هاي اطلاعاتي، متناسب با فناوري كه از سوي شركت مجري برگزيده شده، تبديل به طراحي سطح پائين شود. اين سطر، به معناي كامل آن به مهندسي نرم‌‏افزار مربوط مي‌‏شود و افراد سهيم در آن همان كساني هستند كه در نظر عامة مردم به آنها برنامه‌نويس گفته مي‌‏شود. مطمئناً اين پيمانكاران گروهي متشكل از همه كارشناسان مهندسي نرم‌‏افزار اعم از تحليلگر، معمار و غيره هستند.

 6. سازمان در حال كار

 اين سطر در بسياري از روش‌هاي انجام معماري ديده نشده است چرا كه از طريق زبان و نمودار قابل بيان نيست. اگر بخواهيم چيزي را در اين سطر جاي دهيم بايد سازمان واقعي را در آن قرار دهيم. اين سطر نشاندهندة ديدگاه كاربران سازمان است.

  مفهوم هر يك از ستون‌هاي چارچوب Zachman به شرح زير است:

داده‌‏ها

هر يك از سطرهاي اين ستون به درك و پردازش داده‌‏هاي سازماني مي‏‌پردازند. در يك ترتيب افزايشي، جزئيات مدلسازي همراه با پائين رفتن در سطرها تغيير مي‏‌كند. به گونه‌‏اي كه از يك فهرست ساده از اشياء به مدل موجوديت‌هاي حرفه، مدل معنايي، مدل منطقي، مدل فيزيكي و سرانجام پايگاه داده‌‏ها و انباره‏‌هاي واقعي مي‏‌رسيم.

كاركرد

سطرهاي موجود در ستون كاركرد، فرآيند ترجمة ماموريت سازمان به عمليات جزئي‌تر لازمة آنرا تشريح مي‌‏كنند. سطر اول فهرستي از ماموريت‌ها و وظايف كلان سازمان را شامل مي‌‏شود. اين فهرست سپس به مدل فرآيندي كسب و كار، معماري سامانه‌‏هاي اطلاعاتي كلان، زير سيستم‏‌ها، مولفه‏‌ها و سرانجام گردش كار واقعي سيستم تبديل مي‏‌شود.

شبكه

اين ستون بر توزيع جغرافيايي فعاليت‌هاي سازماني متمركز است. فهرست واحدها از نظر پراكندگي جغرافيايي سازمان، معماري آماد سازماني، مدل استقرار سيستم‌‏ها، معماري شبكه، جزئيات آدرس دهي شبكه و شبكة واقعي سازمان، ترتيب افزايش جزئيات در اين ستون را تشكيل مي‏‌دهند.

افراد

اين ستون شرح مي‏‌دهد كه چه كساني در حرفه درگير هستند. اين ستون به ويژه از نظر امنيت، حائز اهميت است. ترتيب افزايش جزئيات فني به قرار زير است: فهرست از واحدهاي سازماني، نقش‏‌ها، تخصص‌‏ها و مسئوليت‏‌هاي درگير در حرفه، نگاشت اين فهرست‏ بر وظايف و تعاملات سازماني لازم، تعاملات افراد با سيستم‎‌هاي كلان، واسط‌هاي كاربري، مولفه‌هاي لازمي براي تهيه واسط ها و سرانجام واسط كاربري در حال تعامل.

زمان

تاثير زمان را بر سازمان، شرح مي‏‌دهد. فهرستي از رخدادها و زمان‌هاي مهم، زمانبندي كسب و كار، نمودارهاي توالي و ترتيب عمليات، ترسيم توالي عمليات ميان زير سيستم‌ها، ميان مولفه‌ها و زمانبندي واقعي كار در سازمان، ترتيب افزايش جزئي نگري در اين ستون را نشان مي‎‌دهند.

انگيزه

اين ستون بر ترجمة اهداف و راهبردهاي حرفه به نتايج و ابزارهاي خاص متمركز مي‏‌باشد و مي‏‌تواند براي در برگيري همة محدوديت‌هاي كه بر تلاش‌هاي سازماني اعمال مي‏‌شوند، گسترش يابد. در اين ستون به ترتيب، فهرستي از اهداف و راهبردها، مدل قواعد كاري (مثلاً درخت تصميم‌گيري)، ترجمة محدوديت‌هاي حرفه‌‏اي به سيستمي، بسط قواعد در سطح زير سيستم‌ها، مولفه‏‌ها و اعمال قواعد بر روال فعاليت‌ها شرح داده مي‌‏شوند.

 چارچوب زكمن تنها يك جدول ناشي از تركيب تعدادي سطر و ستون نيست. اين چارچوب ضمناً از تعدادي قاعده تبعيت مي‏‌كند كه آن را قادر مي‏‌سازد توانايي خود را نشان دهد. اين قواعد عبارتند از:

ستون‌ها داراي ترتيب نيستند. برخلاف سطرها كه رعايت ترتيب آنها حائز اهميت است. به همين علت در نامگذاري ستون‌ها از شماره‌گذاري استفاده نشده است. اين قاعده تلويحاً به اين معني است كه نمي‏‌تواند بدون داشتن سطر بالاتر به توليد سطر پائين‌تر پرداخت. اما در مورد ستون‌ها چنين قانوني برقرار نيست. به عبارت ديگر در زمان تعيين عرض و عمق معماري مي‌‏توان از سطرهاي پائين‌تر صرفنظر كرد.

هر ستون يك مدل پايه‌‏اي ساده دارد. همة ستون‌ها از يك مدل پايه‌‏اي پيروي مي‏‌كنند. اين مدل متشكل از دو عنصر موجوديت و رابطه است كه يك مدل معنايي موجوديت – رابطه را تشكيل مي‌‏دهند. مفاد اين عناصر براي هر يك از سلول‌ها چه مي‏‌تواند باشد. اين مدل، يك فرامدل عام ناميده مي‏‌شود. چرا كه اولاً براي همه ستون‌ها يكسان است (عام) و ثانياً مدل مدلسازي سازماني محسوب مي‏‌شود (فرامدل).

مدل پاية هر ستون بايد يكتا باشد. عناصر ذكر شده براي مدل سادة پاية ذكر شده در قاعدة قبل، در هر ستون منحصر به همان ستون هستند. اين قاعده به خوبي تضمين‌كنندة عدم وجود افزونگي در چارچوب است. مثلاً عنصر موجوديت در ستون داده‏‌ها خاص همان ستون است و در ستون‌هاي ديگر مفهومي ندارد.

هر سطر نمايانگر يك ديدگاه مجزا و يكتاست. اين قاعده تضمين مي‌‏كند كه عناصر سطر قبل بدون دليل در سطر بعد تكرار نشوند. به عبارت بهتر، با توجه به تغيير ديدگاه نسبت به سطر قبل، مفهوم و كاربري عناصر در سطر جديد، دچار تغيير مي‏‌شود.

هر سلول يكتاست. اين قاعده با توجه به يكتايي سطر و ستون، بديهي به نظر مي‌‏رسد.

تركيب يا اجتماع همة مدل‌هاي سلولي در يك سطر، منجر به مدل كاملي از ديدگاه همان سطر مي‌‏شود. رعايت اين قاعده تضمين مي‌‏كند كه با اضافه كردن ستون‌هاي جديد، مدلي از ديدگاه ديگر به مجموعة مدل‌هاي هر سطر اضافه نشود. به علاوه بيان مي‏‌كند كه در زمان اعمال تغييرات در مدل هر سلول، از طريق وفاداري به ديدگاه سطر جاري، وابستگي‏‌هاي ميان سلول‌هاي يك سطر، جامعيت خود را حفظ كنند.

منطق چارچوب بازگشتي است. اين جمله جالب به اين معني است كه هر چيزي را مي‌‏توان از طريق اين چارچوب توصيف نمود. تنها شرطي كه وجود دارد آن است كه صاحب، سازنده و ... داشته باشد. اين حرف كه بهترين راه‌حل براي تزريق انعطاف‌پذيري به چارچوب است به اين معني است كه هر سلولي به خودي خود مي‏‌تواند يك چارچوب زكمن باشد. همچنين بدين معني نيز مي‏‌تواند باشد كه حتي خود چارچوب را مي‏‌توان با خودش توصيف كرد.

اين قواعد تضمين مي‌‏كنند كه اهداف معماري دستيابي شوند. به عبارت ديگر، تنها در صورتي مي‌‏توان متدولوژي موفقي مبتني بر چارچوب زكمن داشت كه قواعد فوق را رعايت كرده باشيد. انعطاف، عدم افزونگي، هم سوئي سازمان و سيستم و ساير مزاياي معماري تنها با استفاده از چارچوب حاصل نمي‌‏شوند بلكه لازم است در زمان معماري قواعد حاكم بر چارچوب نيز حفظ شوند.