چالش‌هاي سامانه‌هاي فوق کلان مقیاس

سامانه‌هاي فوق كلان مقياس داراي ويژگي‌هايي هستند كه باعث مي‌شوند رويكردهاي (فعلي و مورد استفاده) روش‌هاي مهندسي نرم‌افزار نتوانند پاسخگوي توسعه آن‌ها باشند. اين ويژگي‌ها عمدتاً ناشي از «مقياس» اين گونه از سامانه‌ها است. روش‌هاي امروزي براي تعريف، توسعه، استقرار، استفاده و تكامل سامانه‌هاي فوق كلان مقياس كافي نيستند. موفقيت سامانه‌هاي فوق كلان مقياس و دست‌يابي به اهداف و مقاصد اين نوع از سامانه‌ها بستگي به توسعه توانمندي‌هاي جديد دارد. اگر سامانه‌هاي فوق كلان مقياس را همچون شهرها يا زيست‌سامانه‌هاي فني- اجتماعي در نظر بگيريم، بايد گفت دانش و تجارب ما بيشتر نمايان‌گر ايجاد يك ساختمان منفرد يا يك گونه جانداري خاص است. آن چه ما نياز داريم، يك درك علمي به همراه روش‌ها و فناوري‌هاي مناسب براي توسعه سامانه‌هاي نرم‌افزاري در مقياس شهرها يا زيست‌سامانه‌ها است. اين شكاف بيش از آن كه از نوع تاكنيكي باشد، از جنس راهبردي و استراتژيك است؛ و بعيد است بتوان آن را با افزايش تحقيقات در حوزه‌هاي كه قبلاً به اثبات رسيده‌اند، كاهش داد. ترجيحاً، ما نيازمند ايجاد مفاهيم جديد در خصوص ماهيت اين نوع از سامانه‌ها، به همراه ايده‌هاي نو درباره چگونگي توسعه آن‌ها هستيم.
مي‌توان چالش‌هاي پيش روي توسعه سامانه‌هاي فوق كلان مقياس را در سه حوزه كلي تقسیم بندی کرد: 
(1) طراحي و تكامل
(2) هم‌نواسازي و كنترل
(3) نظارت و ارزيابي