چالش‌هاي سامانه‌هاي فوق کلان مقیاس

2- چالش‌هاي حوزه هم‌نواسازي و كنترل
هم‌نواسازي يعني مجموعه‌اي از فعاليت‌ها كه مولفه‌هاي يك سامانه فوق كلان مقياس را در جهت ارضاي اهداف ماموريتي، به شكل معقولي با يكديگر هماهنگ كند. هم‌نواسازي با مديريت و كنترل سروكار دارد؛ اما در مقياس‌هايي فراتر از كنترل‌هاي سنتي، متمركز و يك‌دست. هم‌نواسازي به تركيبي از طراحي پيش‌رو، ترويج و اجراي سياست كلي و تنظيم بلادرنگ پارامترهاي عملياتي نيازمند است.
هم‌نواسازي يك سامانه فوق كلان مقياس نياز به پشتيباني از وابستگي متقابل و كنترل نتايج منطقي اقدامات محلي نسبت به تاثيرات كلان دارد. يك شهر را در نظر بگيريد. در يك شهر، گروه‌هاي مختلف ممكن است به سرويس‌هايي بيش از آنچه وجود دارند، نياز داشته باشند. در اين حالت، معمولاً روال‌هايي براي تصميم‌گيري براي سرويس‌هاي جديد وجود دارد. حكومت شهر، اقدامات هر يك از شهروندان را كنترل نمي‌كند، اما قوانين عمومي را مشخص مي‌كند تا تضاد، شكست و سوء استفاده از منابع را به حداقل برساند. به طور مشابه اين قوانين و سياست‌ها بايد در يك سامانه فوق كلان مقياس تعريف شوند تا تعامل اجزاي آن را مقيد سازند. اين قوانين و سياست‌ها چارچوبي را فراهم مي‌كنند تا تداوم و انطباق يك سامانه فوق كلان مقياس را، در دنيايي با ماموريت‌ها و وظايف متغير امكان‌پذير ‌سازد.
هم‌نواسازي در همه سطوح سامانه‌هاي فوق كلان مقياس مورد نياز است. در يك سطح، فعاليت‌هاي خودكارسازي مبتني بر فناوري‌هاي كليدي بايد هماهنگ شوند. در سطح ديگر، رفتار عملياتي يك سامانه فوق كلان مقياس، نيازمند هماهنگي در تخصيص منابع به صورت بلادرنگ دارد. در بالاترين سطح، هم‌نواسازي مي‌تواند روي اصول، سياست‌ها و فرصت‌ها انجام شود.
سبك مديريت سامانه فوق كلان مقياس اساساً متفاوت با روشي است كه امروزه ما سامانه‌هاي خود را مديريت مي‌كنيم. براي موفقيت در توسعه و راه‌اندازي سامانه‌هاي فوق كلان مقياس نيازمند دانش، فناوري و روش‌هايي در زمينه‌هاي زير هستيم:

  • تغيير برخط: چگونه مي‌توان تنظيمات مورد نياز سامانه‌‌ي در حال اجرا را انجام داد، به طوري كه كمترين ميزان قطعي سرويس رخ دهد؟ در مواقع لزوم، چگونه مي‌توان تغييرات را در سراسر سامانه منتشر كرد؟

  • نگهداشت كيفيت سرويس: چگونه مي‌توان نگهداشت كيفيت كلي سرويس را هم‌زمان با انعطاف‌پذيري سطوح متفاوت سرويس براي گروه‌هاي مختلف انجام داد؟

  • ايجاد و اجراي سياست‌ها و قوانين: با وجود ديدگاه‌هاي واگراي ذي‌نفعان، چه سياست‌ها و قوانيني ما را به سمت راه‌حل‌هاي موثر سوق مي‌دهد؟ چگونه اين سياست‌ها و قوانين ايجاد مي‌شوند؟ چگونه مي‌توان آن‌ها را اجرا كرد؟

  • انطباق با كاربران و زمينه‌ها: چگونه مي‌توان نياز كاربران و ذي‌نفعان را شناسايي و درك كرد؟ چگونه مي‌توان اين نيازها را به تغييرات و تطابق‌هاي زمان اجرا تبديل كرد؟ چگونه مي‌توان زمينه (هم كاربري و هم فيزيكي) را حس، استخراج و تبديل به انطباق‌ها كرد؟

  • فراهم كردن هم‌نواسازي تحت كنترل كاربر: چگونه مي‌توانيم مولفه‌ها و قوانين مركبي را فراهم كنيم تا به كاربران امكان انطباق و سازگاري بخشي از سامانه را در يك زمينه خاص بدهد؟