چالش‌هاي سامانه‌هاي فوق کلان مقیاس

 

3- چالش‌هاي حوزه نظارت و ارزيابي
اثربخشي طراحي، تكامل و هم‌نواسازي سامانه فوق كلان مقياس بايد ارزيابي شود. بايد امكان نظارت و ارزيابي حالت، رفتار و سلامت كلي يك سامانه فوق كلان مقياس فراهم شود. نظارت و ارزيابي سامانه‌هاي پيچيده و تنظيم پارامترهاي آن، يك ايده جديد نيست. يك شهر را در نظر بگيريد. حسگرهايي مي‌توانند اطلاعات وضعيت ترافيك را جمع‌آوري كنند. اين اطلاعات به افراد مرتبط انتقال داده مي‌شوند؛ آن‌ها نيز مي‌توانند بر اساس اين اطلاعات تصميم‌گيري كنند. مثلاً يك مسير خاص را انتخاب كنند. در شبكه‌هاي مخابراتي، حمل‌ونقل و توزيع برق نياز به اندازه‌گيري و ارزيابي مستمر وجود دارد. اندازه‌گيري با نظارت بر حسگرهاي تعبيه‌شده انجام مي‌شود. سپس فعاليت‌هاي ارزيابي مشخص مي‌كنند اين اندازه‌ها چه معنايي دارند.
معيارهاي موفقيت و سلامت كلي در سامانه‌هاي فوق كلان مقياس بسيار متفاوت از سامانه‌هاي كوچكي است كه يك وظيفه در آن‌ها بدون تغيير در زمان اجرا انجام مي‌شود. به عنوان مثال، معيارهاي موفقيت يك شهر را در نظر بگيريد. برخي از آن‌ها مربوط به حكومت و برخي ديگر مربوط به شهروندان است. اگر برق در بخشي از شهر قطع شود، ساير بخش‌ها مي‌توانند به كار خود ادامه دهند. دست‌كم تا زماني كه قطعي برق خيلي طول نكشد؛ در بخش‌هاي بحراني شهر رخ ندهد؛ و به دفعات نباشد. زيرا، سرويس‌ها در يك شهر براي افراد مختلف توزيع شده است.
امروزه، روش اصلي نظارت و ارزيابي سامانه‌ها از طريق به كارگيري معيارهايي انجام مي‌شود. كيفيت يا وظيفه‌مندي يك سامانه، از طريق مجموعه‌اي از معيارهاي حياتي و اندازه‌گيري آن‌ها تعريف مي‌شود. متاسفانه اين روش براي سامانه‌هاي فوق كلان مقياس مناسب نيست. بزرگي مقياس، عدم تمركز، توزيع‌شدگي و ناهمگني سامانه‌هاي فوق كلان مقياس چالش‌هايي را پيش روي نظارت و ارزيابي موثر ايجاد مي‌كند. براي ارزيابي و نظارت درست سامانه‌هاي فوق كلان مقياس، نيازمند تقويت روش‌هاي اندازه‌گيري هستيم. همچنين، از آن جا كه سامانه‌هاي فوق كلان مقياس سامانه‌هايي فني- اجتماعي هستند و افراد نيز در كاركرد آن‌ها شركت دارند، شاخص‌هاي نظارت و ارزيابي نه تنها بايد وضعيت فني را نشان دهند، بلكه بايد عناصر انساني، سازماني، اقتصادي و تجاري را نيز در نظر بگيرند.
نمونه‌هايي از چالش‌هاي فرا روي نظارت و ارزيابي سامانه‌هاي فوق كلان مقياس عبارتند از:

 

  • تعريف شاخص‌ها: چه شاخص‌هاي سيستمي، به هم پيوسته، با كيفيت و متضمن ماندگاري بالاي سامانه‌هاي فوق كلان مقياس قابل تعريف است؟

  • درك اين مطلب كه چرا شاخص‌ها تغيير مي‌كنند: چه تنظيمات يا تغييراتي در عناصر سامانه و به هم پيوستگي آن‌ها باعث صعود يا سقوط اين شاخص‌ها مي‌شود؟

  • اولويت‌بندي شاخص‌ها: چه شاخص‌هايي و در چه شرايطي بايد بررسي شوند؟ آيا شاخص‌ها بر اساس يك اصل كلي مرتب مي‌شوند؟ (مثلاً برخي سلامت كلي سامانه را نشان مي‌دهند و برخي ديگر وضعيت خاصي را شناسايي مي‌كنند.)

  • رسيدگي به تغييرات و اطلاعات ناقص: چگونه فرآيندهاي نظارت و ارزيابي، تغييرات مستمر را در مولفه‌ها، سرويس‌ها، به كارگيري، اتصال و ... رسيدگي مي‌كنند؟ دقت داشته باشيد كه اطلاعات ناقص مي‌توانند اطلاعات نادرست، قديمي يا غيردقيق باشند.

  • اندازه‌گيري عناصر انساني: چه شاخص‌هايي براي سلامت و كارايي عناصر مردمي، تجاري و سازماني سامانه‌هاي فوق كلان مقياس وجود دارد؟