ويژگي‌های سامانه‌هاي فوق کلان مقیاس

2- نيازمندي هاي ذاتاً متضاد و ناشناخته
مقياس و پيچيدگي مسائلي كه سامانه‌هاي فوق كلان مقياس بايد حل كنند، اغلب ما را به سمت وضعيتي سوق مي‌دهد كه در آن نيازمندي‌هاي يك سامانه تا زمان استفاده از آن سامانه ناشناخته‌اند. حتا، گاهي پس از آن كه سامانه مورد نظر عملياتي شد، درك ما از مساله دچار تغيير مي‌شود. در واقع، هر تلاش براي حل مساله، فهم ما را از آن مساله بيشتر مي‌كند؛ و باعث مي‌شود مساله جديدي مطرح شده و به تلاشي ديگر براي حل آن نياز باشد. به اين شكل، بسياري از مسائلي كه سامانه‌هاي فوق كلان مقياس بايد حل كنند، پايان‌پذير نيستند. از طرف ديگر، سامانه‌هاي فوق كلان مقياس به دليل اندازه و ماهيت‌شان بايد طيف وسيعي از نيازمندي‌ها را ارضا كنند. هر چقدر دامنه اين نيازمندي‌ها وسيع‌تر باشد، تنوع و تضاد در بين آن‌ها افزايش مي‌يابد. همچنين، يكپارچگي راه‌حل‌ها نياز به دانش در حوزه‌هاي مختلف و بين دامنه‌اي دارد، كه به دست آوردن آن چندان ساده نيست.
از ميان مفروضاتي كه امروزه در صنعت توسعه نرم‌افزار وجود دارند و توسط اين ويژگي زير سوال مي‌روند، مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

  • نيازمند‌ي‌ها مي‌توانند از قبل شناسايي شوند و به تدريج با كسب تجربه كار با سامانه گسترش يابند. امروزه، نيازمندي‌هاي يك سامانه از قبل به طور كامل شناسايي نمي‌شوند، و بسياري از سامانه‌ها تنها با شناسايي و ارضاي نيازمندي‌هاي كليدي ساخته مي‌شوند. اما در سامانه‌هاي فوق كلان مقياس، ما اصطلاحاً با مسائل شروري روبه‌رو هستيم كه نه تنها نيازهاي آن‌ها شناخته شده نيستند (چون توافقي روي خود مساله وجود ندارد)، بلكه ثابت هم نيستند. (چون هر راه‌حل، مساله را تغيير مي‌دهد؛ و هيچ راه‌حلي مساله را كاملاً حل نمي‌كند.)

  • تصميمات مربوط به مصالحه بين نيازمندي‌ها پايدار هستند. در يك سامانه فوق كلان مقياس، تعداد ذي‌نفعان بسيار بالاست و نياز به مصالحه‌هاي متفاوتي وجود دارد كه در طول زمان نيز تغيير مي‌كنند. يك سامانه امروزي معمولاً با اين فرض ساخته نمي‌شود كه مصالحه‌هاي مختلف براي كاربران گوناگون تغيير كند.