ويژگي‌های سامانه‌هاي فوق کلان مقیاس

5- از بين رفتن تدريجي مرز بين افراد و سامانه
افراد نه تنها كاربران يك سامانه فوق كلان مقياس هستند، بلكه بخشي از رفتار كلي آن نيز محسوب مي‌شوند. در واقع، مرز بين سامانه و نقش‌هاي كاربر/ توسعه‌دهنده به روشني مشخص نيست. يك شهر را در نظر بگيريد. افرادي كه در اين شهر ساكن هستند، ممكن است تغيير و نگهداري آن را نيز به عهده داشته باشند. در واقع يك شخص، نقش‌هاي متفاوتي دارد. در يك سامانه فوق كلان مقياس نيز چنين وضعيتي رخ مي‌دهد. يك شخص در يک زمان ممکن است كاربر سامانه باشد؛ در وقتي ديگر ممکن است يك نقش نگهداشت را بر عهده گيرد؛ در زماني ديگر مي‌تواند عملكردهاي سامانه را اضافه و كم يا تصحيح کند. در نظر گرفتن افراد به عنوان بخشي از سامانه‌هاي فوق كلان مقياس به اين معني است كه با تغيير توانايي‌هاي محاسباتي و پيكربندي سامانه‌ها بايد فرآيندها و روال‌هاي مربوطه جهت كمك به درك افراد در راستاي اهداف و ماموريت‌هاي آن‌ها اصلاح شود. زيرا افراد بخشي از خود سامانه فوق كلان مقياس هستند.
از ميان مفروضاتي كه امروزه در صنعت توسعه نرم‌افزار وجود دارند و توسط اين ويژگي زير سوال مي‌روند، مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

  • افراد تنها كاربر سامانه هستند. درك و تحليل تاثيرات برخي از جنبه‌هاي سامانه‌هاي فوق كلان مقياس، بدون در نظر گرفتن رفتار افراد به عنوان عناصر آن غيرممكن است. در نظر گرفتن رفتار انساني در تحليل كلي وظايف يك سامانه موضوع جديدي نيست. با اين حال، در سامانه‌هاي فوق كلان مقياس اين مساله يك موضوع كاملاً ضروري و حياتي محسوب مي‌شود.

  • رفتار جمعي افراد مورد توجه نيست. هنگامي كه صحبت از طراحي و تحليل سامانه‌هاي فوق كلان مقياس مي‌شود، به دليل مقياس بسيار بالاي آن‌ها، رفتار جمعي گروه كاربران و توسعه‌دهندگان يك عامل بسيار مهم در چگونگي نگرش، پذيرش و استفاده از سامانه محسوب مي‌شود.

  • تعاملات اجتماعي يك موضوع مرتبط نيستند. امروزه، تاكيد طراحي سامانه‌هاي اطلاعاتي تنها بر فناوري است (چگونه سامانه‌ها را به اندازه كافي سريع، مطمئن، وظيفه‌مند و ... كنيم). معمولاً يك ديدگاه فني- اجتماعي وجود ندارد. در سامانه‌هاي فوق كلان مقياس، چگونگي استفاده گروه كاربران از فناوري و نيز چگونگي پشتيباني فناوري از نيازهاي گروه كاربران اهميت دارد. در نظر نگرفتن اين موارد يك خطاي بزرگ محسوب مي‌شود.